@انطباق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انطباق انطباق پذير انطباق با آئين و آداب ظاهرى انطباق با اصول عقلانى انطباق با رژيم شوروى انطباق بامورد انطباق خود با محيط يا چيز ديگرى انطباق زمانى داشتن با انطباق جريان عدم انطباق کانونى قابل انطباق