@انگشت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انگشت با زدن انگشت يا آلت ديگرى ... با ضرب نوک انگشت يا ناخن بند انگشت به اندازه يک انگشت حساب انگشت ... دو يا چند انگشت به هم چسبيده ... جا براى چهار انگشت و يک جا ... ... دارند و با انگشت مى زنند فشار با نوک انگشت ميخچه ى پا يا انگشت پا ناخن انگشت پا نقاشى با انگشت نوک انگشت ورم بند آخر انگشت واژه هاى شامل انگشت ـ (39) : 1 , 2