@انگشتى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انگشتى پنج انگشتى پيچ و مهره داراى جا انگشتى چسبيده انگشتى چند انگشتى آکوردئون جا انگشتى دار شبيه ... ... آمريکايى داراى ميوه انگشتى شکل جا انگشتى رديف جا انگشتى سه انگشتى شش انگشتى يا بيشتر قانون يا سنتور انگشتى يا مضرابى