@انگليس@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انگليس ... ترين نشان انگليس به نام ... عضو حزب محافظه کار انگليس عضو حزب ويگ در انگليس قديم ... عالى قرون وسطايى انگليس لقب ملت انگليس لقب موروثى اعيان انگليس مجلس عوام انگليس مجلس لردهاى انگليس ... اول و دوم در انگليس مردمان غير سلتى انگليس ... قهرمانى کريکت انگليس و استراليا نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگليس نام شهرى در انگليس نماينده پارلمان انگليس در دوره ... هنگ تفنگداران ارتش انگليس هيئت حاکمه انگليس هيئت عالى مقننه در انگليس وابسته به کليساى انگليس ... وارث تاج و تخت انگليس ... کاتوليک و کليساى انگليس واژه هاى شامل انگليس ـ (45) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}