@انگور@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انگور پرورش انگور شراب کسى که انگور مى کارد کشتگر انگور انگور چين انگور چينى انگور ترش نواحى شمال ... انگور خرس انگور زود رس انگور سفيد نواحى راين انگور سفيد يا ارغوانى بيضى انگور فرنگى انگور مانند انگور مزه انگور مشک انگور يا شراب موسکاتل باده انگور مشک داراى شکل خوشه انگور درخت انگور زراعت انگور براى تهبيه شراب سال وفور محصول انگور شبيه انگور شبيه خوشه انگور فصل انگور چينى ماشينى که آب انگور را مى گيرد نوعى انگور واژه هاى شامل انگور ـ (26) : 1 , 2