@اوج@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اوج اوج پرواز اوج گرفتن اوج خوش بختى اوج لذت جنسى اوج نما ... باستانى که اوج مطلب در ... به اوج رسيدن به اوج رسيده به نقطه اوج رسيدن درجه اوج در يک نمودار آمارى صداى اوج نقطه ى اوج وابسته به اوج ... طبيعى صدا و اوج صدا است