@اول@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اول کتاب اول ابتدايى بچه ها کتب هفت گانه اول کتب عهد عتيق ... که در روز اول آوريل آلت تفريح ... ... از حرف اول کلمات ديگرى ... ... هجا که هجاى اول بلند و دو ... از اول تا آخر اسم اول ... اخلاقى شوهر اول در بچه ... اندود بار اول اول آن که اول شخص اول شخص مفرد اول شيرين و بعد تلخ اول ماه اول هر چيزى ايام بين اول ژوئيه تا ... بازگشتن و به حال اول رسيدن به حال اول بر گرداندن به حال اول برگرداندن به وضع اول برگشتن تربيع اول و ثانى تيم اول دانشگاه يا دانشکده ... کوتاهى که حرف اول و وسط و ... جشن اول ماه مه حرف اول الفباى انگليسى واژه هاى شامل اول ـ (65) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}