@اولاد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اولاد اولاد پرست اولاد عمه و عمو اولاد نامشروع اولاد يا محصول بى اولاد توليد کننده اولاد شبيه به ... جانور بدون اولاد داراى يک اولاد زاده اولاد علاقمند به اولاد محروميت اولاد اناث از ... ... بعيال و اولاد کارگر متوفى ...