@اى@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اى ... خاک هاى قهوه اى مايل به زرد ... اى کاش اى والله اى واى ايجاد بافت چوب پنبه اى در چوب ايجاد حکومت مستقل ناحيه اى بچه اى که پدر و مادرش ... بچه اى که پريان به ... بچه اى که پريان به ... بچه اى که مورد مواظبت ... با بريدگى لبه اى با تور کيسه اى ماهى گرفتن ... پوست بدن را قهوه اى کردن با رها شدگى لبه اى با روکش لبه اى با ساخت کنده اى با سازمان کلمه اى با سوراخ هاى لبه اى ... بيهوش کننده اى حريف را ... باکترى هاى ميله اى شکل که توليد ... باب دسته اى باب محاوره اى باده اى بار قله اى بارهنگ نيزه اى واژه هاى شامل اى ـ (1046) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42