@ايام@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ايام گشتگر ايام تعطيلات اولين روز ايام روزه ى مسيحيان ايام کار ادارى ايام کار درهفته ايام کريسمس ايام بين اول ژوئيه ... ايام ثلاثه ايام جوانى و بى تجربگى ايام خوب گذشته ايام خوش ايام عيد تولد عيسى ايام متبرکه بازيگر نقابدار ايام نوئل بيمه ى ايام کار حق بيمه ايام بيکارى سه روز اول ايام عيد گلريزان مخصوص ايام خوشحالى يکى از ايام هفته کليساى ...