@ايجاد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ايجاد پديده ايجاد قوه آهن ربايى ... پسوندى است به معنى ايجاد کننده ... روى مشمع ايجاد مى گردد چمن ايجاد کردن ... شيار هاى موازى ايجاد کند ... شده براى ايجاد تفرقه در ... کسى که عمداً ايجاد حريق مى کند ... که براى ايجاد احساس لازم ... آدمى که ايجاد وحشت بى مورد کند از يک نژاد ايجاد کردن استعداد ايجاد حس همدردى ... ايجاد چند لحن در آن واحد ايجاد کردن ايجاد کننده ايجاد کننده گواتر ايجاد کننده ائتلاف يا انضمام ايجاد کننده بافت عصبى ايجاد کننده بذر يا نطفه ايجاد کننده تاليوم ايجاد کننده تورم غده تيروئيد ايجاد کننده خواب هيپنوتيزم ايجاد کننده سلول هاى ... ايجاد کننده سيليکون ايجاد کننده صداى فش فش ايجاد کورک واژه هاى شامل ايجاد ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}