@ايجاد@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ايجاد ايجاد حرارت با بخار ايجاد حريق عمدى ايجاد حفره ايجاد خار ايجاد خارش و سوزش ايجاد خواب ايجاد خواب هيپنوتيزم ايجاد در اثر فعل و ... ايجاد دو قطب ايجاد دود براى دفع حشرات ايجاد روابط حسنه ايجاد زخم يا قرحه ايجاد زندگى روستايى ايجاد ساختمان ايجاد سبک ايجاد سر و صدا و آشوب ايجاد سلول جنسى قابل لقاح ايجاد سنگ و ريگ در مجارى بدن ايجاد سوراخ ايجاد سوراخ کردن ايجاد سوراخ بامته ايجاد شکاف کردن ايجاد شخصيت حقوقى براى شرکت ايجاد شده بر اثر تخم ... ايجاد شده به وسيله ... واژه هاى شامل ايجاد ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}