@ايجاد@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ايجاد ايجاد شده به وسيله ... ايجاد شده به وسيله باکترى اوره ايجاد شده در کليه ايجاد شده در اثر گنديدن ايجاد شده در اثر تشعشع ايجاد شده در اثر نور و روشنايى ايجاد شده در خود فرد ايجاد شفيره ايجاد شير ايجاد صدا با عالى ... ايجاد طنين ايجاد عدسى ايجاد عقده روحى کردن ايجاد غدد مرکب از ... ايجاد فعاليت ايجاد قطب الکتريکى در ... ايجاد مانع ايجاد مانع کردن ايجاد مسموميت ايجاد موازنه ايجاد موج و شيار کرم مانند ايجاد موجود تازه توسط ... ايجاد موجود زنده از مواد بى جان ايجاد مولود به وسيله ... ايجاد ناگهانى واژه هاى شامل ايجاد ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}