@ايجاد@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ايجاد ايجاد ناحيه ايجاد نطفه ايجاد همزمانى ايجاد و تشکيل گويچه ... ايجاد و تشکيل مواد ... ايجاد واکنش در برابر آب ايجاد وسايل خود کار ايجاد وقفه با تصادم ايجاد صدا کردن ... زدن يا نقشى ايجاد کردن ... اثر يخ زدن ايجاد مى گردد ... آب يخچال ايجاد مى گردد بزاق ايجاد کردن بسرعت ايجاد کردن بى زحمت ايجاد شدن تاکستان ايجاد کردن تاريخ ايجاد ... اثر گرمازدگى ايجاد مى شود تشکيل شده يا ايجاد شده در محل ... ... درجنس يا نژاد ايجاد مى شود ... قصبه الريه ايجاد مى شود توفان ايجاد کردن ... به وسيله ايجاد شيار بين ... ... آخرين مرحله ايجاد قارچ موجد ... جزر و مد ايجاد کردن واژه هاى شامل ايجاد ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}