@ايجاد@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ايجاد صداى گوشخراش ايجاد کردن صداى برگ خشک ايجاد کردن صداى بوق ايجاد کردن صداى حرف سين ايجاد کردن صداى خفه و آهسته ايجاد کردن صداى دنگ دنگ ايجاد کردن صداى سنج ايجاد کردن صداى صفير ايجاد کردن صداى نکره ايجاد کردن صداى ناهنجار ايجاد کردن طنين زنگ ايجاد کردن طوفان ايجاد کردن ... کافى براى ايجاد تحريک عصبى ... ... نقطه اى و ايجاد مد در آن ... ... مشروبات الکلى ايجاد مى شود ... موثر در ايجاد عالم وجود ... قابل ايجاد صوت ... توليد و ايجاد يک ارگانيسم ... ... در بدن ايجاد عکس العمل ... ... و موجب ايجاد حالت سودايى ... مانع ايجاد لطمه به زندگى مانع جلو راه ايجاد کردن مانع شدن يا ايجاد مانع کردن ... سير تکاملى ايجاد نباتات در ... ... بخارهاى شيميايى ايجاد مى شود واژه هاى شامل ايجاد ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}