@ايجاد@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ايجاد ... مخدره اى که ايجاد اوهام و هذيان ... موجب ايجاد چيزى موجب ايجاد جسم زرد شدن ... بر روى هم ايجاد مى شود ناگهان ايجاد شدن ... که باعث ايجاد صفات ثانويه ... وابسته به ايجاد کردن يا زادن وابسته به ايجاد حرارت توسط برق ... گردش زمين ايجاد مى شود وسايل ايجاد صدا با بهترين ... واژه هاى شامل ايجاد ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8