باران

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم چکه‌های آب که از ابر فرو می‌ریزد. قطره‌های آبی که از ابرها بر زمین فرو ریزد. قطره‌های آبی كه به صورت پیاپی از ابر می‌بارد.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary hydrometeor ; rain واژه هاى شامل باران ـ (33)
  3. اسم [مجازی] فراوان و پیاپی بودن چیزی مانند ترکیب‌های تیر‌باران، سنگ‌باران، گلوله‌باران.
  4. اسم نام دختر ایرانی
  5. اسم ده کوچکی است از دهستان حومه بخش گاوبندی شهرستان لار که در ۳ هزار گزی جنوب گاوبندی و ۲ هزار گزی شوسه سابق لار به بندر بوشهر واقع است و ۱۲ تن سکنه دارد. (فرهنگ جغرافیایی ايران ج ۷)
  6. اسم از مزارع چولاتی از بلوکات مشهد مقدس است. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۳۱)

* در پهلوی واران (vârân) و از واژه‌ی اوستایی وار (vâr) «فرو ریزنده»؛ در سانسکریت (vâr)

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}