@اکسيژن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اکسيژن چادر اکسيژن مخصوص معالجه ... کمبود اکسيژن کمبود اکسيژن در بافت هاى بدن اکسيژن گيرى کردن از اکسيژن آميختن اکسيژن دار اکسيژن زدايى اکسيژن زدن اکسيژن مايع اکسيدى که اکسيژن و فلز ... ... مقدار زيادى اکسيژن باشد با اکسيژن ترکيب کردن بى اکسيژن کردن ترکيب داراى چهار اتم اکسيژن ... کربن و اکسيژن و هيدروژن جوش اکسيژن زدن جوش اکسيژن لاستيک و فلزات دستگاه اکسيژن دستگاه تنفس اکسيژن زنده و فعال بدون هوا و اکسيژن عمل ترکيب اکسيژن با جسم ديگرى فاقد اکسيژن کردن نوعى اکسيژن آبى کمرنگ ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}