@اکسيژن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اکسيژن چادر اکسيژن مخصوص معالجه ... کمبود اکسيژن کمبود اکسيژن در بافت هاى بدن اکسيژن گيرى کردن از اکسيژن آميختن اکسيژن دار اکسيژن زدايى اکسيژن زدن اکسيژن مايع اکسيدى که اکسيژن و فلز ... ... مقدار زيادى اکسيژن باشد با اکسيژن ترکيب کردن بى اکسيژن کردن ترکيب داراى چهار اتم اکسيژن ... کربن و اکسيژن و هيدروژن جوش اکسيژن زدن جوش اکسيژن لاستيک و فلزات دستگاه اکسيژن دستگاه تنفس اکسيژن زنده و فعال بدون هوا و اکسيژن عمل ترکيب اکسيژن با جسم ديگرى فاقد اکسيژن کردن نوعى اکسيژن آبى کمرنگ ...