@باد@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باد توفان يا تند باد جنوب غربى ثروت باد آورده ثروت باد اورده جريان باد حرکت کشتى درجهت باد حرکت در مسير باد خاک باد آورده و متراکم ... شنى ساحل که باد آنها را جابجا ... خراب شده توسط باد خلاف جهت باد دار گونه باد صبا داراى باد داراى باد مساعد در جهت باد در جهت وزش باد در حرکت به وسيله باد در مسير باد در معرض باد گذاردن ... براى پيشگيرى اثر باد درجهت باد درجهت باد توقف کردن ... جلوگيرى از وزش باد کاشته مى شوند درمعرض باد سرد دست به باد دستخوش باد واژه هاى شامل باد ـ (167) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7