@باد@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باد محفوظ در برابر باد و باران مربوط به گردباد و چرخش باد مسير باد مسير مستقيم تند باد معبر باد مقاوم در مقابل باد ميوه باد انداخته نخل باد بزنى نسيم باد مغرب ... اى که با باد به حرکت درآيد وابسته به باد مغرب ... واقع در سمت باد پناه قايق وزش باد ... لزوم آن را باد مى نمايند ... درجهت مخالف باد پرواز کند يک ور شدگى کشتى در اثر باد يخ زدگى و باد کردگى زمين واژه هاى شامل باد ـ (167) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7