@بادبان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بادبان پيچيدن و جمع کردن بادبان ... گذاشتن يا جمع کردن بادبان کشتى بادبان دار ... دار داراى بادبان خم شده ... کشتى داراى بادبان جلو و عقب کشتى داراى بادبان سه گوش ... مسئول افراشتن بادبان و لنگر ... بادگل و بادبان آراستن بادبان پايين بادبان چهارگوشى که به ... بادبان گستردن بادبان کش بادبان کوچک بادبان آراستن بادبان اصلى کشتى بادبان بالاى شراع صدر بادبان برافراشتن بادبان بند بادبان جلو کشتى بادبان جمع کن بادبان را جمع کردن بادبان سه گوش بادبان سه گوش کوچک بادبان سه گوش جلو کشتى بادبان سه گوش قايق هاى تفريحى واژه هاى شامل بادبان ـ (45) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}