@بادى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بادى چراغ بادى کرجى بادى يا بخارى مخصوص تفرج کشتى بادى ... انگلشتى آلات موسيقى بادى آسياب بادى آلات موسيقى بادى آلت موسيقى بادى آلت موسيقى بادى شبيه بجعبه ترمز بادى تفنگ بادى تفنگ بادى بچگانه تلمبه ى بادى خاصيت بادى يا هوايى داراى حرکت بادى شراع کشتى بادى لاستيک بادى لاستيک بادى عاج دار لوله يا ناى آلات موسيقى بادى نوعى آلت بادى موسيقى نوعى آلت موسيقى بادى نوعى ساز بادى چوبى انگليسى ... هر چيزى شبيه آسياب بادى يک نوع آلت موسيقى بادى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}