@باران@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باران فرسوده در اثر باد و باران و هوا قطرات ريز باران که باد ... قطره باران ... جلوگيرى از تراوش باران محفوظ در برابر باد و باران ... بمباران و گلوله باران مرغ باران نم نم باران واژه هاى شامل باران ـ (33) : 1 , 2