@بارورى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بارورى خود بارورى ... متفاوت آماده بارورى مى شوند قابل بارورى لقاح و بارورى به وسيله ... ... به لقاح يا بارورى گل به وسيله ... ... قارچ در آخر دوره بارورى