@باريک@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باريک ... پروانه يا بندهاى باريک بدن خندق باريک جهت سنگر گيرى داراى چانه باريک داراى دنده هاى باريک و نمايان داراى ساقه باريک دراز و باريک دراز و باريک شدن دره گود و باريک دره باريک دره باريک و تنگ دره تنگ و باريک دره عميق و باريک راه باريک راه باريک و گربه رو راه خيلى باريک راه راه هاى باريک روى پارچه رديف باريک رشته باريک پر روده باريک ... طويل و باريک عقب بيضه ... زن جوان و زيبا و باريک اندام زياد باريک شدن سگ ماهى باريک اندام خاردار ساخته شده از الياف باريک ساخته شده از تکه هاى باريک واژه هاى شامل باريک ـ (72) : 1 , 2 , 3