@باريک@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باريک ساقه باريک سوراخ باريک سورتمه دراز و باريک سيگار برگ باريک و گران قيمت صدف باريک دريايى و رودخانه اى صورت دراز و باريک قايق کوچک و باريک قايق باريک و بدون بادبان و سکان قايق دراز و باريک ... دراز و باريک مخصوص صيد ... لوحه سنگ باريک لوله شيشه اى باريک که به وسيله ... ماشين اره باريک ماهى باريک اندام و دراز ... ماهى بزرگ و باريک مديترانه مثل نخ باريک شدن موقعيت باريک نرم و باريک شبيه بيد نهر باريک نوار باريک نوار باريک قرمز يقه باريک تورى و حاشيه ... واژه هاى شامل باريک ـ (72) : 1 , 2 , 3