@باز@10

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باز عشق باز فاحشه باز فرآيند باز رشد فضاى باز فنجان باز قرقى يا باز کوچک قفل باز کن قفل را باز کردن قمار باز قمار باز کم جرات قمار باز متقلب قهرمان گاو باز سوار بر اسب قوش باز لج باز ... به آن بزنند باز به رنگ آبى ... ماشين الياف باز کن پشم ماهيچه ى باز کننده متعجب با دهان باز مدار باز مرکز باز پخش مشت باز مهره باز نگاه با چشم نيم باز نگاه خيره با دهان باز نامزد باز واژه هاى شامل باز ـ (263) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}