@باز@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باز باز زادن باز زايى تپش باز زنده ساختن باز شدن باز شناختن باز شناختنى باز عمل آوردن باز فشردن باز نشاندن باز نشانش به صفر باز نشدنى باز نشسته باز نو ساختن باز نو سازنده باز نوساخت باز نوشتن باز نويسى باز نيافتنى باز نيرو بخشيدن باز هم باز همگذاردن باز و بسته شدن باز يافت باز يافتن باز يافتنى واژه هاى شامل باز ـ (263) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11