@بازار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بازار کالاى اصلى بازار مصنوعات مهم ... ابر بازار بازار گاه بازار گرمى و چانه ... بازار بزرگ بازار سهام بازار سياه بازار شکن بازار فروش بازار مکاره بازار مال فروشان بازار مخصوص فروش اشياء ... بازار يابى به بازار عرضه کردن تحقيقات علمى در بازار و داد و ... در بازار داد و ستد کردن درکوچه و بازار گرداندن و ... رکود بازار قابل عرضه در بازار قابليت عرضه در بازار مذاکره و بازار گرمى براى فروش مغازه يا بازار خريد و فروش ميدان و بازار ... مخصوص برگذارى بازار مکاره يا ...