@بازى@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بازى يک جور بازى گوى و چوگان يک جور بازى دومينو يک جور بازى ورق شبيه رامى يک دور بازى يک دور مسابقه يا بازى يک نوع بازى دومينو يک نوع بازى شبيه لوتو يک نوع بازى ورق يکدست ورق بازى يکى از مهره هاى بازى دومينو يخ بازى کردن يخ بازى نمايشى واژه هاى شامل بازى ـ (262) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11