@بازى@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بازى عقب ترين بازى کن غلط بازى کردن فاحشه بازى فاحشه بازى کردن فرقه بازى فن شمشير بازى فوتبال بازى کردن فوتبال بازى کن قاپ بازى ... که با آن بازى مى کنند قبل از بازى حرکت کردن ... قمار بازى لاکروس که نوعى توپ بازى است لال بازى با نقاب لودگى يا بازى کردن ... درنمايش هاولال بازى ها جامه ... مبنى بر طبيعت بازى مثل اسباب بازى مسابقه سرعت اسکى بازى مسابقه و جشن بازى بولينگ مشت بازى مشت بازى کردن مقرراتى و اهل کاغذ بازى ... در بردن بازى بدون تخلف ... ... اى که در بازى نشان برد و ... واژه هاى شامل بازى ـ (262) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}