@بازى@9

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بازى مهره بازى مهره ى بازى موج بازى ... پايگاه سوم در بازى بيسبال ميدان بازى ميدان يخ بازى ميز مخصوص شن بازى بچه ها ميله بازى بولينگ نتيجه برد و باخت بازى ... مرحله دخول در بازى يا جامعه نرد بازى کردن ... آهنى که در بازى پرت مى نمايند ... نقش ديگرى را بازى کردن نمايش خيمه شب بازى نمايش لال بازى و دلقک بازى نوبت بازى نوبت حرکت يا بازى نوعى آتش بازى نوعى اسباب بازى بچگانه نوعى بازى نوعى بازى چکرز نوعى بازى گنجفه نوعى بازى بچگانه نوعى بازى با گوى و حلقه نوعى بازى با نخ واژه هاى شامل بازى ـ (262) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}