@بازى@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بازى مهره بازى مهره ى بازى موج بازى ... پايگاه سوم در بازى بيسبال ميدان بازى ميدان يخ بازى ميز مخصوص شن بازى بچه ها ميله بازى بولينگ نتيجه برد و باخت بازى ... مرحله دخول در بازى يا جامعه نرد بازى کردن ... آهنى که در بازى پرت مى نمايند ... نقش ديگرى را بازى کردن نمايش خيمه شب بازى نمايش لال بازى و دلقک بازى نوبت بازى نوبت حرکت يا بازى نوعى آتش بازى نوعى اسباب بازى بچگانه نوعى بازى نوعى بازى چکرز نوعى بازى گنجفه نوعى بازى بچگانه نوعى بازى با گوى و حلقه نوعى بازى با نخ واژه هاى شامل بازى ـ (262) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11