@باستان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باستان پول نقره يونان باستان کشتى جنگى روم و يونان باستان ... روش هاى باستان شناسى و ... اهل شهر اخائيه در يونان باستان ايرانى باستان باستان جو باستان شناس باستان شناسى باستان شناسى زمين تبديل باستان کردن روزگار باستان ... به تمدن باستان عصر مفرغ ... وابسته به باستان شناسى يونان باستان