@باشد@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باشد کشورى که خدا پادشاه آن باشد ... ديگرى ترکيب شده باشد ... ولى معنى آن دگرگون باشد ... هجاى بعدى آن کوتاه باشد ... روى آب شناور مى باشد ... طلسم و جادو مى باشد ... دريايى کار کرده باشد آدمى که به شکل گرگ در آمده باشد ... عضو ديگرش قطع شده باشد ... ساده تر ترکيب شده باشد ... و فلز آن برابر باشد ... مقدار زيادى اکسيژن باشد ... سقف سخت فلزى مى باشد ... از آن دور و مجزا باشد از هر جا که باشد ... حرکت دادن ماشين باشد ... قفسه هاى قفل دار باشد ... آن قانونا ممنوع باشد ... در دست يک پادشاه باشد ... آنها شبيه گياه مى باشد ... آويخته يا پيش آمده باشد ... رسدبانى سپرده شده باشد ... و بدون دسته بندى باشد ... رئيس مجلس اعيان مى باشد ... وسيله ديگرى گرم شده باشد واژه هاى شامل باشد ـ (171) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}