@باشد@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باشد ... نزديک زانو جمع شده باشد ... انجمن شهردارى داشته باشد ... از سوى ديگر کاو باشد صغيرى که تحت قيومت باشد ... اسم چيزى نقش شده باشد ... سنگ خاصى تشکيل شده باشد ... چسبانده تشکيل شده باشد ... داراى آب ميوه گوجه باشد ... منطبق با احتياج باشد ... هاى شناور نيز مى باشد ... نوشته يا چاپ شده باشد ... و قند درست شده باشد ... هيچ درختى نداشته باشد ... شيشه ها نيز مى باشد ... که روى آن شيرينى باشد ... حيوانات و انسان مناسب باشد قسمت تيز هر چيزى که آويخته باشد ... که بيرون دروازه باشد ... نورافکن روشن شده باشد ... حاوى مواد منفجره مى باشد ... چند جا اقتباس شده باشد ... کاغذ دوتايى چاپ شده باشد لعلى که تراش محدب داشته باشد ... تلفظ خاصى داشته باشد ... چهار واحد تشکيل شده باشد واژه هاى شامل باشد ـ (171) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7