@باشد@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باشد ... از اسيد پيکريک مى باشد ... روى مسلک و عقيده باشد ... سنگى و بقيه اش چوب باشد محل يا شخصى که مجاور قلعه باشد ... رويش و پيشرفت سريع باشد ... بلند و دومى کوتاه باشد مردى که سلمانى زنانه باشد مشروبى که بدرقه نوشابه اى باشد ... اعصاب مى باشد با دستگاه ... ... چند معادله ديگر باشد ... و سروبروزيدها مى باشد ... بخصوص بدون اعتبار باشد ... و دگرديسى داشته باشد ... دور آن را گرفته باشد ... کاملاً احاطه کرده باشد ... بافت هاى آن مرده باشد ... و نمايشگاه ها مى باشد ... سکونت اقوام لاپ مى باشد ... خطوط فاصل مشخصى باشد نقشه اى که هم تراز زمين باشد ... متصل به کليسا مى باشد ... پايانى خوش داشته باشد ... مضحک با هم آميخته باشد ... از چند قطعه متنوع باشد ... تقليد از سبک ديگرى باشد واژه هاى شامل باشد ـ (171) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7