@باشد@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باشد ... از اسيد پيکريک مى باشد ... روى مسلک و عقيده باشد ... سنگى و بقيه اش چوب باشد محل يا شخصى که مجاور قلعه باشد ... رويش و پيشرفت سريع باشد ... بلند و دومى کوتاه باشد مردى که سلمانى زنانه باشد مشروبى که بدرقه نوشابه اى باشد ... اعصاب مى باشد با دستگاه ... ... چند معادله ديگر باشد ... و سروبروزيدها مى باشد ... بخصوص بدون اعتبار باشد ... و دگرديسى داشته باشد ... دور آن را گرفته باشد ... کاملاً احاطه کرده باشد ... بافت هاى آن مرده باشد ... و نمايشگاه ها مى باشد ... سکونت اقوام لاپ مى باشد ... خطوط فاصل مشخصى باشد نقشه اى که هم تراز زمين باشد ... متصل به کليسا مى باشد ... پايانى خوش داشته باشد ... مضحک با هم آميخته باشد ... از چند قطعه متنوع باشد ... تقليد از سبک ديگرى باشد واژه هاى شامل باشد ـ (171) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}