@باشد@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باشد ... ميکرب مالاريا مى باشد ... رنگ يا رنگين مى باشد ... طبقه ساختمان واقع باشد هر چيزى که به اندازه ناخن باشد ... مورد توجه ديگران باشد ... وسيله سوراخ کردن باشد هر شخصى که باشد ... کمک و نگهدار چيزى باشد ... داراى ازت و کلر باشد ... کلمات يا کلمه اى باشد ... داراى ميز ناهار خورى باشد ... قابل تشخيص نشده باشد ... و يک هجاى بلند باشد ... دومش کوتاه يا خفيف باشد وتدى که داراى دوهجاى دراز باشد ... کوتاه و غير مشدد باشد ... که چهار تاه خورده باشد ... و لاى آن شيرينى باشد وسيله اى که شبيه تشک باشد ... به خود فاعل متوجه باشد ... قرمز يا زرد مى باشد واژه هاى شامل باشد ـ (171) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}