@باشد@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باشد ... ميکرب مالاريا مى باشد ... رنگ يا رنگين مى باشد ... طبقه ساختمان واقع باشد هر چيزى که به اندازه ناخن باشد ... مورد توجه ديگران باشد ... وسيله سوراخ کردن باشد هر شخصى که باشد ... کمک و نگهدار چيزى باشد ... داراى ازت و کلر باشد ... کلمات يا کلمه اى باشد ... داراى ميز ناهار خورى باشد ... قابل تشخيص نشده باشد ... و يک هجاى بلند باشد ... دومش کوتاه يا خفيف باشد وتدى که داراى دوهجاى دراز باشد ... کوتاه و غير مشدد باشد ... که چهار تاه خورده باشد ... و لاى آن شيرينى باشد وسيله اى که شبيه تشک باشد ... به خود فاعل متوجه باشد ... قرمز يا زرد مى باشد واژه هاى شامل باشد ـ (171) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7