@باطن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باطن چشم باطن چيز خوش ظاهر و بد باطن کشف باطن و استعدادهاى ... آدم بد باطن و خوش ظاهر باطن بينى در ظاهر مجهول و در باطن معلوم شخصى که متوجه به باطن خود است ظاهر و باطن يکى