@بافت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بافت بافت بردارى بافت بنيادى بافت تورى سيمى بافت خانگى بافت خوارى بافت زنبورى بافت ساده بافت ساز بافت سازى بافت سخت سلولى بافت سلولى بافت شناسى بافت لانه زنبورى بافت ليفى بافت مردگى بافت ميهنى بافت نگاهدارنده اعصاب بافت نمدى بافت هادى بافت هاى نرم و شل بافت همبند جاى زخم بافت همبند و مشبک بافت يا نسج بداخل بافت ريختن ... وسيله ى بافت هاى تناسلى ... واژه هاى شامل بافت ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4