@بافت@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بافت تبديل به بافت چوب پنبه اى شدن تجزيه و تحليل بافت هاى بدن تشکيل بافت لنفى تصلب بافت تصلب بافت ها تومور بدخيم بافت پيوندى خانه بافت خوش بافت ... کوچک و بافت هاى حيوانى ... داخلى ترين بافت پوسته ريشه ... داراى بافت چوب پنبه اى داراى بافت تافته داراى بافت لنفى داراى بافت ويژه اى نمودن ... ساختمان پوستى و بافت هاى زير پوستى درشت بافت دست بافت ريز بافت زياد شدن بافت هاى سازنده ... ... در ميان بافت هاى ميزبان ... ... ميکروسکپى اشياء يا بافت ها سبک بافت سخت بافت سلول دوکى شکل بافت همبندى علم بافت شناسى واژه هاى شامل بافت ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4