@بافته@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بافته پارچه بافته پارچه ى بافته چيز بافته گيس بافته گيسوى بافته و پشت سر انداخته کلاه بافته پشمى زمستانى بافته شده ... به هم بافته مولد قارچ ... در هم بافته درهم بافته شدن لباس بافته پشمى موى بافته نمد بافته