@بالا@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بالا پر از گاز کردن زياد بالا بردن پرتاب به بالا پف کردن يا بالا آمدن غذا پيچيدن و بالا زدن ... است به معنى بالا و روى و ... ... معنى مربوط به بالا و واقع در ... چرخش به بالا ... تاب خورده و بالا و پايين مى ... گوشت نو بالا آوردن گوشت نو بالا آورده گياه بالا رونده و پيچى کران بالا کسى که از طبقات بالا باشد ... چيزى که متصل بالا و پايين رود ... آب بينى را با صدا بالا کشيدن آب بينى را بالا کشيدن از پايين به بالا از بالا از بالا آويخته از بالا به پايين از درجه بالا از زمين بالا آمده انباره بالا فشردنى با دست و پا بالا رفتن بازى با دست به طرف بالا واژه هاى شامل بالا ـ (127) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}