@بالا@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بالا بالا پريدن و قوز کردن بالا پوش بالا گذر بالا گفته بالا کشيدن بالا آمدن بالا آوردن بالا آوردن بازو تا بالاى شانه بالا انداختن بالا انداختن شانه بالا بر بالا بردن بالا بردن قيمت بالا بردن يا پايين آوردن بالا بردن يا ترقى دادن بالا برده بالا برنده بالا برنده فشار خون بالا جستن بالا رتبه بالا رفتگى بالا رفتن بالا رفتنى بالا رونده بالا زدگى واژه هاى شامل بالا ـ (127) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6