@بالا@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بالا بالا زدن بالا فشردنى بالا قرار گرفتن بالا قرار گرفتنى بالا و پايين بالا و پايين پريدن بالا و پايين انداختن بالا و پايين رفتن بسختى بالا رفتن بسرعت بالا بردن بسرعت ترقى کردن يا بالا رفتن بشدت بالا و پايين پريدن بلند بالا به بالا رفتن به بالا فوران کردن به سوى بالا موج زدن به طرف بالا به طرف بالا پرتاب کردن به طرف بالا کج کردن به طرف بالا انداختن به طرف بالا رفتن ... ضربات متوالى بالا يا پايين ... بينى کوتاه و کلفت سر به بالا بينى کوتاه و بزرگ و سر به بالا تمايل به سوى بالا واژه هاى شامل بالا ـ (127) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}