@بالا@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بالا بالا زدن بالا فشردنى بالا قرار گرفتن بالا قرار گرفتنى بالا و پايين بالا و پايين پريدن بالا و پايين انداختن بالا و پايين رفتن بسختى بالا رفتن بسرعت بالا بردن بسرعت ترقى کردن يا بالا رفتن بشدت بالا و پايين پريدن بلند بالا به بالا رفتن به بالا فوران کردن به سوى بالا موج زدن به طرف بالا به طرف بالا پرتاب کردن به طرف بالا کج کردن به طرف بالا انداختن به طرف بالا رفتن ... ضربات متوالى بالا يا پايين ... بينى کوتاه و کلفت سر به بالا بينى کوتاه و بزرگ و سر به بالا تمايل به سوى بالا واژه هاى شامل بالا ـ (127) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6