@بالا@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بالا توجه به عالم بالا و امور عاليه حرکت به طرف بالا حرکت قلم به طرف بالا خط منبسط به طرف بالا خط نازک بالا يا پايين ... خميده بهجلو يا متمايل به بالا خورد رو به بالا خيطى بالا آوردن خيلى بالا در آسمان داراى بينى کوتاه و سر بالا ... نازک و خميده بالا رونده داراى نيتروژن با ظرفيت بالا ... حرکت امواج بالا و پايين ... در بالا دراشکوب بالا درسطح بالا دست بالا دست بالا گرفتن دست به بالا دوباره بالا رفتن ديد از بالا شامل همه چيز ... راست بالا رونده رقم بالا رتبه رو به بالا کردن دست روى امواج بالا و پايين رفتن واژه هاى شامل بالا ـ (127) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6