@بالا@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بالا توجه به عالم بالا و امور عاليه حرکت به طرف بالا حرکت قلم به طرف بالا خط منبسط به طرف بالا خط نازک بالا يا پايين ... خميده بهجلو يا متمايل به بالا خورد رو به بالا خيطى بالا آوردن خيلى بالا در آسمان داراى بينى کوتاه و سر بالا ... نازک و خميده بالا رونده داراى نيتروژن با ظرفيت بالا ... حرکت امواج بالا و پايين ... در بالا دراشکوب بالا درسطح بالا دست بالا دست بالا گرفتن دست به بالا دوباره بالا رفتن ديد از بالا شامل همه چيز ... راست بالا رونده رقم بالا رتبه رو به بالا کردن دست روى امواج بالا و پايين رفتن واژه هاى شامل بالا ـ (127) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}