@بالاى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بالاى پرچم کوچک بالاى زره يا کلاه خود پنجره بالاى در پنجره بالاى در يا بالاى ... ... معنى روى و بالاى و بر فراز ... گچ برى بالاى ديوار زير سقف گچ برى هلالى بالاى پنجره گرده بالاى ميوه گياهان چترى کنگره بالاى برج اتاق يا زندان بالاى دروازه اطاقک بالاى بام بادبان بالاى شراع صدر بالا آوردن بازو تا بالاى شانه بالاى بلندى بالاى تپه بالاى رودخانه بالاى سر بالاى شکم بالاى شهر بالاى محلى نوشتن بالاى منبر رفتن بالاى هر چيزى تصوير عيسى بر بالاى صليب ... اى که در بالاى در يا پنجره ... خانه بالاى برج خانه بالاى درخت واژه هاى شامل بالاى ـ (46) : 1 , 2