@باله@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باله با باله شنا حرکت کردن با باله مجهز کردن باله جلو باله دار باله دم ماهى باله شنا باله فرعى ماهى باله موازنه در هواپيماى دوباله داراى باله هاى فلس دار ... شکل پرده يا باله ايست شبيه ماهيان باله تيز ماهى باله نرم اعماق دريا ماهى نرم باله خوراکى اروپايى مثل باله نوعى ماهى داراى باله هاى خاردار هواپيماى سه طبقه يا سه باله هواپيماى يک باله