@بالون@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بالون ... به وسيله بالون در ارتفاع ... ... کردن ته کشتى يا بالون ... موقع صعود بالون پايين مى ... با بالون پرواز کردن بالون اکتشافى ... ته کشتى يا بالون ريختن مثل بالون نوعى بالون هوايى کوچک