@باور@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باور کم باور آدم ساده لوح و زود باور آدم ساده و زود باور باور کردن باور کردنى باور کردنى و معقول بودن باور کننده باور نکردن باور نکردنى باور نداشتن دير باور زود باور غير قابل باور