@بايد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بايد چنانکه بايد و شايد چنانکه شايد و بايد ... از کلماتى که بايد با هم جمع ... بايد و شايد ... اى که بايد تابع اوليه ... ... براى آن بايد سرمايه جمع ... ... مردگانى که بايد براى ارواح ... ... و فرهنگى بايد از لحاظ ... ... هايى که بايد ارسال شود ... کمبودى که بايد به وزن ... ... که بازيکنان بايد قطعات متلاشى ... ... شود و شخص بايد از ميان اين ...